گهنوشت 2

 

نشسته ای و سوختن خاطره ها را با خونسردی تمام نظاره می کنی

این سوختن خاطره ها نیست که باورم را آتش زده ...


این خونسردی توست که می سوزاندم ....

گهنوشت 1


دارم می سوزم و دود می شوم

تا تمام نشدم تو هم پکی بزن ...